خرید بک لینک
تو یاس منی که شاخ و برگت باشم

چون شیر نگاهبان ارگت باشم

یک روز خلاصه هر کسی می میرد

ای کاش فقط که پیش مرگت باشم

نیماشکرکردی

برچسب: مرگت,باشم, نویسنده: آریا سامانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:22

مرا آرام و خود را دم به دم مجروح می سازی

برای شادی ام با این همه اندوه ، می سازی

چو باران با طراوت بر سرم وقتی که می باری

از این گلدان خالی جنگلی انبوه می سازی

مرا ورد زبان ها می کند آوازه ی نامت

اگر چون کاه ناچیزم ، تو از من کوه می سازی

تو با اعجاز عشقت در مصاف زندگی بی شک

از این بی دست و پا جنگاوری نستوه می سازی

چنان پروانه بی پروا به آتش می زنی هر دم

مرا آرام و خود را دم به دم مجروح می سازی

نیماشکرکردی

برچسب: ناچیزم,سازی, نویسنده: آریا سامانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:22

ز دنیا بعد از این پایین و بالا را نمی خواهم

تو را دارم همین کافیست دنیا را نمی خواهم

سخن را گرچه زیبا می کند پیچیدگی اما

تو با من ساده صحبت کن معما را نمی خواهم

به دست موج ها نسپار چون ماهی مرا هرگز

که من خو کرده ام با تنگ دریا را نمی خواهم

از این قوم خیانتکار دورم کن که من دیگر

وفای دوستانی چون یهودا را نمی خواهم

تو پیغام آور صلحی ، منم شهری که در جنگ است

مرا خالی کن از آشوب ، غوغا را نمی خواهم

نیماشکرکردی

برچسب: دارم,همین,کافیست,دنیا,خواهم, نویسنده: آریا سامانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:22

ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﺭﺍ ﺳﺤﺮ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﻭﯾﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﺭﺍ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺁﺏ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﻟﺒﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺒﻮﺳﯽ ﺁﺏ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺭﺍ ﻋﯿﻨﮑﺖ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻓﺎﻧﻮﺱ ، ﭼﺸﻤﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﯽ ﺷﮏ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﺭﺍ ﺳﺤﺮ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺗﻨﺰﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺎﻟﯿﻨﻮﺱ ﺭﺍ ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻌﯿﻦ ﻭ ﺩﻫﺨﺪﺍ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻧﻮ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺭﺍ ﻧﯿﻤﺎﺷﮑﺮﮐﺮﺩﯼ این غزل قبلا در این وبلاگ به

برچسب: رسوا,زیباییت,طاووس, نویسنده: آریا سامانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:22

صفحه بندی